بادرود: خردادنامه ی 1388کانون منتشرشد،خواهشمنداست،به بخش آرشیو موضوعی توجه فرمایید


سریال های کره ای جدید سریال های کره ای جدید
سریال تو کی هستی+روزگار شاهزاده
سریال های کره ای 2009 اینجاست!
زیباترین مستند جهان
مجموعه حیات وحش بی نظیر(حیات)
زیرنویس فارسی محصول ۲۰۰۹
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

خانم خاتون بادپر 24 سال است که معلم است،او بیشتر در پایه ی اول ابتدایی تدریس می کند،خانم بادپر دردبستان شهید عارف نسب منطقه ی 2 آموزش وپرورش تهران (سعادت آباد) همراه دانش آموزانش در یک کانتینر سرگرم تدریس است،زیرا مدرسه ی آنان ساختمان ندارد. 

خانم بادپر در کانون صنفی معلمان تهران هم عضویت دارد ودر جلسات آنان پیوسته شرکت می کند. 

خانم بادپر سالهاست که دوش به دوش دانش آموزانش رنج سرما ی زمستان وگرمای بهار را در یک کانتینر به دوش می کشد. سالهاست کلاس او در یک کانتینر تشکیل می شود.

بارها به مسئولین مراجعه کرده و همواره مسئولین به این موضوع با بی اعتنایی برخورد کرده اند. 

اما این بار خانم باد پر چنین می گوید: 

 من بارها پیش وزیر،پیش رئیس سازمان آموزش وپرروش تهران،پیش رئیس اداره ی آموزش وپرورش رفته ام،اما حرف آنان در این باره بی اساس بوده است،حرف های آنان کاملا ضد ونقیض است. 

 اکنون هم مرا تهدید به دادن ابلاغ مازاد کرده اند. 

دانش آموزان فکر می کنند من همه کاره ی این مملکت هستم آنها همیشه ازمشکلات مدرسه به من شکایت می کنند،من هم دلم می سوزد و شکایتشان را به گوش مسئولین می رسانم،آیا این گناه است؟یا خلاف قانون است؟  

آیا اگر خانواده های این دانش آموزان از نظر مالی فقیر هستند،باید فرزندان آنان نیز در محرومیت تحصیل کنند؟ 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور ماه سال 1388ساعت 11:21 PM توسط هیات مدیره| 13 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

   دادگاه 5 تن از اعضای هیات مدیره ی کانون صنفی فرهنگیان گیلان فردا سه شنبه 10شهریورماه 1388 در شعبه ی 1 دادگاه انقلاب رشت برگزار می شود،این جلسه قرار بود در هفته ی گذشته انجام شود. 

    اما به دلایل نامعلومی این جلسه به فردا سه شنبه 10 شهریور 1388 موکول شد.

نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور ماه سال 1388ساعت 10:31 PM توسط هیات مدیره| 0 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 


نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور ماه سال 1388ساعت 10:21 PM توسط هیات مدیره| 1 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 
جعفر ابراهیمی معلم در بند چند هفته پیش به بند 209 اوین منتقل شد. علیرغم داشتن روحیه بالا و امیدواری به آینده حال جسمی او به هیچ عنوان مساعد نیست. به دلیل فشارهای روحی و عصبی وی هم اکنون از ناحیه پای راست دچار مشکل و لنگش پا شده است. اعتراض وی به مسئولین زندان اوین تنها این جواب را داشته که حمله عصبی است و طبیعی است. هر چند روز یکبار نیز وی دچار حمله عصبی و مشکل در تنفس می شود که پزشکان زندان تنها به دادن قرص آرامبخش به وی اکتفا می کنند . این در حالیست که مشکل دیسک گردن ایشان تشدید یافته است.
لازم به ذکر است وی بیش از همه دلتنگ شاگردانش است.
نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور ماه سال 1388ساعت 00:40 AM توسط هیات مدیره| 3 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

پیرو تماس تلفنی هفته ی گذشته ی حراست وزارت آموزش وپرورش ، آقای اسماعیل عبدی  روز شتبه مورخه ی یکم شهریور ماه 1388 به حراست وزارت آموزش وپرورش مراجعه نمودومورد بازجویی های گوناگون یکی از مسئولین حراست این وزارتخانه قرارگرفت،آقای عبدی دراین باره می گوید:

موضوع گفتگوها پیرامون چند محوربود.

1- گفتگوی من باصدای آمریکا دراردیبهشت ماه گذشته و(به گفته ی وی) توهین به آقای احمدی نژاد  وگدا پرور خواندن سیاست های وی

2- گفتگوی من با خبرگزاری آژانس ایران خبرو ناکار آمددانستن برنامه های  آقایان فرشیدی و علی احمدی در پست وزارت آموزش وپرورش.  

3- فرستادن 1000 پیامک تلفنی در باره ی آقای احمدی نژاد

4- آتش سوزی سال گذشته ی اتوبوس ما و ربط دادن آن به فعالیت های صنفی

5- حضور در اعتراضات میلیونی مردم  تهران پس از انتخابات خردادماه 1388

اسماعیل افزود: فردبازجو برخلاف عقیده ی مابراین باوربود ،که گروگانگیری من در اردیبهشت ماه 1388 توسط نیروهای انتظامی وچندتن لباس شخصی کاملا طراحی شده و قانونی بوده است.

آقای عبدی در پایان یادآورشد که برخوردفردبازجوبسیارمحترمانه بود،وفردی که در کنار وی بود،بدون اینکه سخنی برزبان بیاورد سرگرم یادداشت برداری از این گفت و گو بود.

نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور ماه سال 1388ساعت 00:33 AM توسط هیات مدیره| 2 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 
خبرگزاری هرانا : کارگران شرکت واگن پارس اراک برای ششمین بار در طول 4 ماهه اخیر در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و دستمزد ماهیانه در محوطه داخل شرکت تجمع کردند.
کارگران با سردادن شعار «الله اکبر» و «یا الله به فریاد ما برس»، با تحصن در مقابل در ورودی شرکت از مسؤولان استان رسیدگی به حقوق صنفی خود را خواستار شدند.

به گزارش سحام نیوز مداحی عضو شورای اسلامی شرکت در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با اشاره به اینکه کارگران در طول 5 ماهه اول سال‌جاری تنها در سه مرحله مجموعاً 500 هزار تومان، در مقابل شیفت کاری روزانه و اضافه کاری دریافت کرده‌اند، گفت: کارفرما مطالبات کارگران را به صورت درصدی و فقط برای ساکت کردن موقتی پرداخت می‌کند و مسؤولان استان نیز که در جریان موضوع هستند؛ نه تنها تا به حال کوچکترین قدمی برای حل مشکل برنداشته‌اند بلکه اوضاع را بدتر هم کرده‌اند.
وی به نمایندگی از 1700 کارگر شاغل در واگن پارس درخواست‌های کارگران را علاوه بر مطالبات خصوصی آنان، تحویل کارگاه احیا صنعت از متصرفان جدید در بخش خصوصی به شرکت، پرداخت حقوق و مزایای معوقه، حل مشکل پرداخت سنوات بازنشستگان و مابه التفاوت کسری خدمت برای تسریع در بازنشستگی 350 پرسنل آماده بازنشستگی، بررسی وضعیت 200 کارگری که به بهانه مرخصی‌های ساعتی و به هم خوردن توالی در قانون کارهای سخت و زیان‌آور از لیست بازنشستگی حذف شده‌اند و بازگشت مجدد نیمی از سهام شرکت که به ایران خودرو فروخته شده به دولت عنوان کرد.
به گزارش ایلنا مداحی تصریح کرد: مشکل این شرکت بحث جدیدی نیست و امروز دو سال است که کارگران به دلیل عدم پرداخت به موقع دستمزدها با کارفرمایان گذشته و جدید مشکل دارند، اما تاکنون هیچ مسؤولی اقدامی برای حل این مشکل نکرده است.
وی با بیان این که برای رفع این مشکل مراجع ذی‌صلاح باید رسیدگی کنند، گفت: فروش نیمی از سهام واگن پارس به ایران خودرو که در صنعت تولید حمل و نقل زمینی فعال است، بزرگ‌ترین آسیب را به تولید شرکت وارد ساخته و سهام‌داران ایران خودرو با احداث یک سالن و دو سوله در ابهر، بخشی از تولید ریلی واگن پارس را به آن‌جا منتقل و نسبت به آینده کارگران این شرکت بی‌تفاوت هستند.
گفتنی است در بازدیدی که هفته گذشته وزیر راه و ترابری از واگن پارس داشت، در مقابل فریادهای اعتراض کارگران ابراز داشت که برای حل مشکل شما نیامده‌ام و بحث ما توسعه خطوط ریلی است. در این بازدید استاندار و جمعی از مدیران استان نیز وی را همراهی می‌کردند.

منبع خبر : خبرگزاری هرانا

نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور ماه سال 1388ساعت 00:28 AM توسط هیات مدیره| 0 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

5 تن از اعضای هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان رشت به شعبه ی یک دادگاه انقلاب این استان احضارشدند،یکی ازهمکاران شیوه ی احضاررا اینگونه بیان کرد: فرد ی به درب منزل ما آمده وبرگه ی احضاریه ای را به خانواده نشان داده است،پس ازگرفتن امضای تحویل نامه و شرح موضوع احضاریه از دادن برگه ی احضاریه به دست امضا کنندگان خودداری نموده است، این مامورگفته است احضار شونده موظف است ظرف سه روز پس از رویت احضاریه خود را به شعبه ی یک دادگاه انقلاب رشت معرفی نماید.

در این احضاریه موضوع اتهام اقدام علیه امنیت کشور یادآوری شده است.

   این همکار گیلانی می گوید: این احضار شاید به خاطراطلاعیه ای باشد که کانون گیلان پیش از انتخابات دوره ی دهم ریاست جمهوری صادرنموده است.

نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور ماه سال 1388ساعت 00:21 AM توسط هیات مدیره| 0 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

     آقای سیدهاشم خواستارفعال صنفی وازرهبران کانون صنفی معلمان مشهد روز دوشنبه 26  امرداد1388 پس ازمراجعه به شعبه ی یک دادگاه انقلاب اجازه یافت تا ازمتن پرونده ی خوددیدن کند.

آقای خواستارکه با اتهامات گوناگونی مانند:

     فعالیت در کانونهای صنفی معلمان- حمایت از جنبش ملی مذهبی و حزب نهضت آزادی - حضور در پارک ملت مشهددر روز25 خرداد ماه 1388- دادن جابرای تشکیل جلسه به انجمن اسلامی دانشجویان شرق کشورودانشجویان دفترتحکیم وحدت روبرو بوده است،می گوید:زنده باد زندان!! زیرا درزندان فریادآزادیخواهی ودمکراسی بهترورساتربه گوش مردم خواهد رسید. دمکراسی وآزادی دیوارنمی شناسد.

     آقای خواستارافزود:به من اجازه دادند که پرونده را ببینم،اما هیچ مستندات محکمه پسندی در پرونده نبود،هیچ دلیلی برای 6 سال زندان من درپرونده موجود نبود،قاضی پرونده در کمتراز15 دقیقه برای من 6 سال زندان برید، امااگر به جای 6 سال زندان 60 سال برای من زندان مشخص کنند،ذره ای نگران نیستم.

    یاد آوری می شود،آقای خلیل بهرامیان وکیل برجسته ومتخصصی که وکالت پرونده های سنگینی راتاکنون بردوش داشته است،قرار است ،برای بررسی پرونده ی آقای خواستار و پذیرفتن وکالت ایشان هفته ی آینده راهی شهرمقدس مشهد بشود.

  

 

نوشته شده در چهارشنبه 28 مرداد ماه سال 1388ساعت 11:23 PM توسط هیات مدیره| 4 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

دادگاه مهندس هاشم خواستار بدون وکیل برگزارمی شود.

    آقای مهندس هاشم خواستار دبیر آموزش و پرورش مشهد بدون وکیل باید در روز 26 امردادماه 1388 به شعبه ی 1 دادگاه انقلاب مشهد رفته و دفاعیه ی خود را ارائه دهد.

آقای خواستار که که از تاریخ 6 امرداد 1388 در یک مهلت  20 روزه که به وی داده شده است، می بایست به اتهامات 4 گانه ای که به وی وارد شده است،بدون وکیل پاسخ دهد .

با وجود همه ی رایزنی هایی که آقای خواستار و خانواده ی وی با وکلای مختلف برای استخدانم وکیل انجام داده اند،هیچکس حاضر به این توکیل نشده اند.

 گمان می رود که به خاطر تهدیدات انجام شده توسط دادگاه انقلاب هیچ وکیلی حاضر به گرفتن وکالت آقای خواستار نشده باشد.  

نوشته شده در شنبه 24 مرداد ماه سال 1388ساعت 10:59 PM توسط هیات مدیره| 3 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

تسویه حسابهای سیاسی در نواحی سه گانه یئ آموزش و پرورش کرمانشاه

قصر نیوز 21 امرداد ماه 1388 :

گزارش های مستند وموثق از کنار گذاشته شدن،و تسویه حسابهای سیاسی در نواحی سه گانه ی آموزش وپرورش کرمانشاه حکایت دارد.

برپایه ی این گزارش اخیرا پس از انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری برخی از معاونان –کارشناسان،مشاوران ومدیران مدارس در سطح نواحی سه گانه ی آموزش وپرورش کرمانشاه از مسئولیت هایشان کنار گذاشته شده اند.

این گزارش می افزاید ،در ناحیه ی 2 آموزش وپرورش توسط کمیته ای در آن اداره بیش از 18 نفر از مدیران مدارس اعم از خانم ها و آقایان از مسئولیت هایشان کنار گذاشته شده اند.

در ناحیه ی 3 آموزش وپرورش این شهرستان نیز خبر رسیده لیستی 40 نفره از مدیران وکارشناسان آن اداره تهیه شده است،که این افراد از سمت هایشان کنار گذاشته خواهند شد.ویا با بازنشستگی زودهنگام روبرو خواهدن بود.بطوریکه به تازگی تسویه حسابهای سیاسی یکی از کارشناسان ناحیه ی 3 را وادار به به استعفا و بازنشستگی زود هنگام نموده اند.

باید اذعان داشت که این گونه نگرش سیاسی یک جانبه که در طول 4 سال گذشته حاکم بوده است،موجب .ارد آوردن خسارتهای سنگینی به پیکر آموزش وپرورش فرزندان این استان وارد آورده است.

بگونه ای که پس از بازنشسته شدن ماشاالله پرتو از ناحیه ی یک ،این ناحیه تا مدت 2 سال بدون داشتن مدیراداره می شد،و دلایل آنهم نبود مدیر توانمند در طیف اصولگرایان در آموزش وپرورش قلمداد شد.

اینگونه برخوردها از آنجا شدت یافت،که بیش از 80درصد فرهنگیان استان در جریان رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری از نامزدی میرحسین موسوی حمایت کردند،یادآوری می شود،که فرهنگیان استان کرمانشاه از همبستگی سیاسی و فرهنگی خاصی در استان برخوردار هستند،که در چند سال اخیر فعالیت آنها پیرامون محوریت کانون صنفیب معلمان بسیار پر رنگ بوده است.

*********************

توهین یک روحانی در قصر شیرین به فرهنگیان و برخی از مقامات نظام

قصر نیوز:

یک روحانی به نام شیخ بهرامی اخیرا در یکی از نشست های خود با جمعی از فرهنگیان شهرستان قصر شیرین نسبت به مقام و جایگاه فرهنگیان سخنان توهین آمیزی را ایراد نموده است،بر پایه ی این گزارش این روحانی گفته است: معلمان دینی خودشان از همه بی دین تر و بی سوادتر هستند. وی در خصوص حمایت برخی از فرهنگیان از میر حسین موسوی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری گفت: من هروقت اسم موسوی ویا به کلمه ی وی بر می خورم هفت بار وضو می گیرم . فرهنگیانی به موسوی رای داده اند،باید خودشان را تطهیر کنند،این روحانی که اهل کنگاور می باشد،در ادامه ی سخنرانی خود به اکبر هاشمی رفسنجانی نیز حمله کرده و او را...... نامیده است. گفته می شود در پایان این سخنرانی ،فرهنگیان حاضر در جلسه نسبت به سخنان وی واکنش نشان داده و خواستار تحریم جلسات آتی وی شده اند.

*******************************

برگزاری مراسم اربعین کیانوش آسا و زدو خورد ماموران امنیتی

قصر نیوز:

    روز پنج شنبه 15 امرداد ماه 1388 مراسم چهلمین روز درگذشت زنده یاد شهید مهندس کیانوش آسادر منطقه ی عباسیه ی کرمانشاه با حضورفعالان سیاسی – مدنی – دانشجویان دانشگاه های علم و صنعت تهران-دانشگاه تهران-دانشگاه شیراز – دانشگاه کازرون وچند دانشگاه دیگر و برخی از سران بزرگ ایلات سنجابی –کوران  و کلهر بازاریان و اقشار مختلف مردم با شکوه خاصی برگزار شد،در پایان این مراسم،شرکت کنندگان حاضر که تصاویری از شهیدان: کیانوش آسا،ندا آقا سلطان،سهراب اعرابی ،اشکان سهرابی ،ودیگر شهدای معترض در دست داشتند،از تالار عباسی تا انتهای خیابان دانشجو بصورت منظم وبا مچ بندهای سبز به نشانه ی پیروزی راهپیمایی آرامی را برگزار کردند.

نیروهای امنیتی تمامی این مسیر را با آنان همراهی نمودند،و هیچ گونه برخوردی با آنان بوجود نیامد.

اما در ساعت 8 شب  نیروهای لباس شخصی باشنیدن برخی شعارها بر سر مردم ریخته و چند نفر را دستگیر نموده و با خود بردهند.

نوشته شده در شنبه 24 مرداد ماه سال 1388ساعت 10:58 PM توسط هیات مدیره| 0 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

برداشت از خبرگزاری هرانا

 
بیانیه جمعی از اعضای سابق و فعلی انجمن اسلامی دانشجویان داشگاه زنجان در محکومیت سرکوب جنبش مردمی و اعتراض به وضعیت بازداشت شدگان


 گویی توسن مهرورزی دولت فخیمه حکومت اسلامی را سر باز ایستادن نیست و نواختن شهروندان از همه اقشار کار روزانه حاکمان منصوب خدا بر سرنوشت ما رعیت شده است و در حالیکه بازداشتهای خودسرانه و قانون گریزانه شهروندان کمابیش ادامه دارد شاهد آغاز سریال موسوم به " اعترافات   متهمان انقلاب مخملی " هستیم در دادگاههایی که جز شرمگینی الهه عدل و قضاوت و البته انبساط خاطر خلایق حاصلی ندارد.
 

همزمان با این معرکه گیریهای قضایی اخبار نگران کننده از رفتارهای غیر انسانی با زندانیان و کشته شدن جوانان بی دفاع و اسیر دست حکومت باعث ناراحتی فزاینده خانواده های زندانیان و همه کوشندگان راه آزادی و عدالت شده است و متاسفانه هیچ مرجع حکومتی پاسخگوی مراجعات بستگان افراد زندانی و مفقودالاثر نیست .

 
تداوم سلسله گونه این حوادث تلخ و اندوه افزا، برخی دستگیرشدگان و زندانیان سیاسی را نیز از توجه رسانه ها و گروههای مدافع حقوق بشر محروم ساخته است و از این جهت فشار مضاعفی بر این قربانیان مهرورزی اعمال می گردد با تشکر از تلاشهای همه فعالان حقوق بشر و رسانه های مردمی در اطلاع رسانی صحیح توجه همگان را به وضعیت دو زندانی زیر جلب می نماییم و امیدواریم که ریشه این نابسامانیها و مظالم خشکانده شود و امور کشور بر مدار عقل و عدل و تدبیر قرار گیرد .
 

 جعفر ابراهیمی ازندریانی – عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه زنجان و از فعالان صنفی معلمان – از بیستم خرداد ماه دستگیر شده و علیرغم بیماری از حق دسترسی به پزشک و وکیل محروم می باشد و علیرغم اتمام بازجوییها- بنا به گفته قاضی پرونده -  دوباره به انفرادی منتقل شده و با حال بیمار در بلاتکلیفی بسر میبرد.
 

همچنین آقای سعید متین پور – که در دادگاهی سیاسی و غیر حقوقی به تحمل هشت سال مهرورزی محکوم شده – با بیماریهای متعدد به یادگار مانده از هفت ماه انفرادی دوره بازداشت قبلی دوباره اسیر چنگال دیو مهرورزی است و به رغم نیاز به معالجه در خارج از زندان با بی توجهی مسولین زندان اوین روبروست.
 

ما جمعی از اعضای سابق و فعلی انجمن اسلامی دانشجویان داشگاه زنجان با همه خانواده های داغدار ابراز همدردی کرده  و به ویژه شهادت مظلومانه " محسن روح الامینی " برادر دوست و همدانشگاهی عزیزمان حسن روح الامینی را به ایشان و خانواده محترم تسلیت عرض می نماییم.

 
ادامه بازداشت غیرقانونی دوستانمان و همه دستگیرشدگان اخیر را محکوم نموده و خواهان آزادی ایشان می باشیم امیدواریم با آزادی هر چه سریعتر بازداشت شدگان ، جان این افراد از تعدی نیروهای خودسر در امان مانده و موجبات رفع نگرانی خانواده ها و عموم شهروندان فراهم گردد.


جمعی از اعضای سابق و فعلی انجمن اسلامی دانشجویان داشگاه زنجان
نوشته شده در سه شنبه 20 مرداد ماه سال 1388ساعت 01:29 AM توسط هیات مدیره| 0 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 
 
  در حالی که نزدیک به دو ماه از دستگیری جعفر ابراهیمی میگذرد و حدود ده روز بیخبری کامل که پس از انتقال ایشان از بند عمومی به انفرادی بوده امروز دوشنبه 12 مرداد خانواده وی موفق به ملاقات با ایشان شدند
ملاقات بصورت کابینی بوده است. جعفر از زمان اتمام بازجوییش اظهار بی اطلاعی کرده و اعلام کرده که طی این ده روز فقط یک بار مورد بازجویی قرار گرفته که آن
 
.هم دیروز بوده برادرش اعلام داشت که روحیه جعفر خوب بوده ولی از لحاظ جسمی ضعیف شده بود .
با احترام
نوشته شده در شنبه 17 مرداد ماه سال 1388ساعت 10:21 PM توسط هیات مدیره| 2 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

 نوروز

شکنجه در بازداشتگاهها بیداد می کندعبدالله مومنی قدرت تکلم و حرکت خود را از دست داده است

عبدالله مومنی، دبیر آموزش پرورش وسخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت)، 45 روز پیش در حالی در دفتر ستاد شهروند مهدی کروبی بازداشت شد که به گفته شاهدان عینی، ماموران امنیتی او رابا خشونت هر چه تمام تر و ضرب و شتم شدید و بدون ارائه هیچ حکمی با خود بردند، اکنون اما با گذشت 45 روز زندان، وی نزدیک به 20 کیلو وزن کم کرده و تعادل روحی و جسمی اش را از دست داده است.

به گزارش روزآنلاین، همسر وی که دیروز با وی ملاقات داشته از این وضعیت نگران‌کننده با روز سخن گفته است. همسر، برادر و فرزندان عبدالله مومنی روز گذشته در زندان اوین با او در حالی دیدار کردند که این فعال دانشجویی نه قدرت تکلم داشت و نه قدرت راه رفتن. فاطمه آدینه وند، همسر مومنی که به شدت نگران و ملتهب بود به روز گفت: بچه‌های من اصلا آقای مومنی را نشناختند و به شدت از دیدن او شوکه شدیم.

وی می‌افزاید: از زندان اوین او را با ماشین سبز رنگی آوردند؛ از ماشین که پیاده شد اگر من و برادرش او را نمی‌گرفتیم می‌افتاد. حتی نمی توانست یک قدم راه برود. کمک کردیم و وارد اتاق ملاقات شدیم. همسر مومنی با بیان اینکه "آنچه که می‌دیدیم را باور نمی‌کردیم" توضیح می‌دهد: ریش و موهای عبدالله بلند شده و کاملا به هم ریخته و صورتش از فرط لاغری به شدت سیاه شده، زیر چشم‌ها گود رفته و کبود بود.

خانم آدینه‌وند می‌افزاید: صدای عبدالله به شدت لرزان بود و اصلا قدرت حرف زدن نداشت و بچه‌ها از دیدن وضعیت او به شدت ترسیده و فقط گریه می‌کردند و مدام می‌پرسیدند چه بلایی سر بابا اومده؟ به گفته او عبدالله مومنی تعادل روحی و روانی نداشت و فقط احوالپرسی می‌کرد و مدام می‌گفت "جای من خوب است". خانم آدینه وند با بیان اینکه "اگر جای او خوب است پس چرا به این شکل درآمده" می‌افزاید: تنها چیزی که عبدالله گفت این بود که دو روزست روزه ام. ما دیگر هیچ چیزی از او نشنیدیم.

وی با بیان اینکه همسرش همچنان در انفرادی است و بازجویی او تمام نشده می‌گوید: همسرم شدیدا تحت فشار روحی و جسمی و شکنجه است و نزدیک 20 کیلو وزن کم کرده است. خانم آدینه وند تاکید می‌کند: آن کسی که امروز دیدیم اصلا عبدالله مومنی نبود؛ فقط یک پوست و استخوانی بود که تعادل روحی و روانی و قدرت حرف زدن وایستادن و راه رفتن نداشت. هیچ چیزی از عبدالله نمانده است. به گفته همسر مومنی این ملاقات فقط ده دقیقه و در حضور بازجوی این فعال دانشجویی صورت گرفته و بازجو با قرار دادن ضبط صوتی روی میز تمام مکالمات را ضبط کرده است.

همسر مومنی با بیان اینکه "بچه‌ها شوکه شده و ترسیده‌اند" می‌گوید: از وقتی برگشته‌ایم بچه‌ها فقط در حال گریه کردن هستند و نگران پدرشان که چه اتفاقی افتاده و نمی‌توانیم آنها را آرام کنیم. وی با انتقاد شدید از وضعیت همسرش می افزاید: امروز که گریه بچه‌ها و وضعیت عبدالله را دیدم به بازجو گفتم آیا این حق ماست در زندگی که 5 شهید داده‌ایم و عزیزانمان رفته اند تا ما در آرامش زندگی کنیم؟ اکنون با این آدم چه کرده‌اید؟ چه بلایی سر او آورده‌اید؟

بازجوی مومنی هیچ پاسخی نداده و زود ملاقات را به پایان رسانده و مجددا مومنی را با ماشین سبز برده‌اند. خانم آدینه وند می‌گوید: یکبار صدام زندگی مرا نابود کرد و شوهرم رفت و شهید شد که بچه های این مملکت و ما در آرامش زندگی کنیم. امروز با دیدن عبدالله در آن وضعیت، باز صدام جلوی چشمان من زنده شد. چیزی از عبدالله من نمانده و من متاسفم که اینها مدام دم از عدالت می‌زنند و اینگونه رفتار می‌کنند.

خانم مومنی که به شدت نگران و ملتهب است، توان صحبت بیش از این را ندارد. روز سه شنبه نیز عبدالله مومنی را مجبور کرده بودند با همسرش تماس گرفته و از او بخواهد هیچ گونه مصاحبه و اطلاع رسانی درباره او انجام ندهد. در این تماس تلفنی مومنی با لحنی به شدت عصبی و صدایی لرزان از همسرش خواسته بود: "به جای مصاحبه درباره پرونده و وضعیت من، به بچه داری بپرداز."

از سوی دیگر همسر مومنی روز دوشنبه خبر از تماس تلفنی این فعال سرشناس دانشجویی داده و گفته بود: صدای او به قدری ضعیف و بریده بود که در کلام اول او را نشناختم. او در جملات کوتاه و بریده بریده خود تصریح کرد که در زندان انفرادی و زیر فشار شدید بازجویی است.

فاطمه ادینه‌وند با بیان اینکه "این اولین بار نیست که عبدالله مومنی بازداشت و زندان انفرادی را تجربه می‌کند اما لحن صدای او و نحوه صحبتهایش نشان می داد که شدیدا تحت فشار قرار دارد"، نسبت به زیر فشار بودن فعالان سیاسی برای اعتراف ساختگی هشدار داده و گفته بود: "من در پایان تماس تلفنی به عبدالله تاکید کردم که مبادا از قرص‌هایی که به آقای ابطحی دادند و او را مجبور به اعتراف ساختگی کرده‌اند بخورد."

این مصاحبه چنان بازجوها را به هراس انداخت که این زندانی را که بیش از 50 روز است در انفرادی و در شرایط ایزوله کامل و تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی قرار دارد مجبور کردند با همسرش تماس بگیرد و با عصبانیت از او بخواهد هیچ گونه مصاحبه و پیگیری در باره پرونده و وضعیت او انجام ندهد.

نوشته شده در شنبه 17 مرداد ماه سال 1388ساعت 10:07 PM توسط هیات مدیره| 0 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

ابراهیمی , آموزگاری راستین  

                             مهدی بهلولی , عضو کانون صنفی  معلمان , 88/5/16

     پس از گذشت نزدیک به دوماه از بازداشت جعفر ابراهیمی ازندریانی , گویا هنوز هیچ کس نمی داند که اتهام ایشان چیست؟ ابراهیمی , آموزگار رسمی آموزش و پرورش و کارشناس ارشد جامعه شناسی است که در شهرستان شهریار تدریس می کند. نیروهای اطلاعات , او را روز 20 خرداد و در راه رفتن به مدرسه ,  دستگیرمی کنند. در آغاز او را به خانه اش می برند و پس از برداشتن کیس کامپیوتر و چند کتاب و ... به بند 209 اوین منتقل می کنند. ابراهیمی یک ماه را درانفرادی بسر برده  و بازجویی می شود . سپس او رابه بند عمومی سپرده , دو هفته در بند می ماند. متآسفانه از دوهفته پیش تاکنون ,  دوباره به انفرادی بازگردانده شده است . این انفرادی دیگربار, افزون برافزایش نگرانی ها درباره ی سلامتی اش , با پایان بازجویی ها – که چندی پیش و از زبان قاضی پرونده , خود ابراهیمی گفته بود - نیز ناسازگار است. 

    جعفر ابراهیمی در دوران دانشجویی , عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه زنجان بوده است . او پس از پایان تحصیلات و ورود به آموزش و پرورش , در امور صنفی – مدنی معلمان و در راستای بهبود و بسامانی بزرگترین نهاد آموزشی کشور , فعال می گردد. همچنین اندیشه و دغدغه هایش را  در تارنگارهای شخصی اش : "هیمه" و" آخرین وسوسه" به نگارش در می آورد. ابراهیمی آموزگاری اندیشمند و دلسوز است و از زندگی پر از فقر و سختی  دانش آموزانش , آزرده و دردمند . با پیمایشی گذرا بر نوشته هایش , به آموزگاری روشن اندیش و اخلاقی برمی خوریم که نابودی ارزش های انسانی را دلواپس است. او دلچسب و گیرا می نویسد و برنوشته هایش  حسی زیبا و تحسین برانگیز, چیره است. نوشتارش همچنین , از اشاره های هوشمندانه و موشکافانه ی اجتماعی و انسانی نیز خالی نیست . او , انسانی امیدوار است , به پیروزی انسان  باور دارد و همدل با "بامداد" می نویسد : " من ندارم سر یاس / زیر بی حوصلگی های شب، از دورادور/ ضرب آهسته پاهای کسی می آید." (1)

   ابراهیمی آموزگاری است که به دانش آموز و آموزش عشق می ورزد و  بارها وبارها , به روشنی از این ویژگی  و حس درونی  پرده برمی دارد. او که به گفته ی خویش , زندگی سختی داشته است , با تمام وجود , درد دانش آموز طبقه ی فرودست را می فهمد. همچنین نمی تواند چشم برشکاف های ژرف اقتصادی – فرهنگی جامعه ببند و چیزی نگوید. بنابراین بانگاهی آسیب شناسانه , به نجوا و درد دل و خرده می پردازد. ارزش کار ابراهیمی , در سنجش با آموزگاران دیگر , روشن می گردد. آموزگارانی  که تنها در دفتر مدرسه , لب به شکایت می گشایند و گله هایشان کمترین نمود آشکار و استواری دارد. آنهایی که متآسفانه زندگی سخت این روزگار, برایشان انگیزه چندانی برجای نگذاشته است و  به سختی می توان , در رفتار و گفتارشان , نشانی از امید و آرمانی دید!

    ابراهیمی در صفحه ی نخست "هیمه" و در زیر عکسی از خودش که از پشت عینک باریکش خواننده را می نگرد , می نویسد : "  از این زاویه که نشستم و با این ژستی که دارم , گمان می کنم بتوانم حتی انتهای ذهن دانش آموزان میز آخری را هم بخوانم , وقتی یکی از آنها دارد متن عاشقانه ای می نویسد. یا آن یکی که دارد متن نمایشی را آماده می کند ؛ همان که می گوید : دیشب خواب دیدم که یکی با بنز آمد و ما را برد سر کار. آخر پدران بسیاری از دانش آموزان من کارگر فصلی اند. اما آنها در مقابل شغل پدر: می نویسند آزاد . و در نمایش های طنز هم ذهنشان از کارگر فصلی بودن فراتر نمی رود. ولی ذهن پاک و معصومانه ای دارند وقتی می گویند آقا این ژست به شما نمی آید" و در نامه ای به دانش آموزانش : " سلام دوستان خوب من ,

دانش آموزانم در سعید آباد ، مهدیه ، سپاهان ، بادامک ، خادم آباد ، نصیر آباد ، فردوس، علی آباد و ...

این سه نقطه آخر را برای آن دانش آموزانی می گذارم که احتمالا محل سکونتشان در نقشه قید نشده است , آدم های خانه به دوشی که شرایط , محل سکونتشان را تعیین می کند.

عزیزان پر از امید

روزهای آخر سال ، تعطیلی و تعلیق این مجال را نداد تا چشم در چشمان پر از شوقتان بنگرم و با شما آمدن بهار خجسته را زمزمه کنم. هر چند تعداد زیادی از شما از تعطیلات تنها کار دستمزدی عایدتان می شود , هر چند بعد از تعطیلات وقتی برمی گردید شب هایی را می شمارید که شب کار بودید و روزش هم از فرط خستگی در خواب. هر چند  ممکن است بعضی از شما دوباره به مدرسه برنگردید مثل اسکندر و محمد میثم و ... و  کمک به درآمد خانواده را بر ادامه تحصیل  ترجیح دهید. هر چند از مسافرت های انچنانی خبری نیست , هر چند  بوی عیدی سر سفره هفت سین نداشته نوروزتان ,  بخاطر بوی نفتی که بر سفره است , حال آدم را به هم می زند و هزاران هر چند دیگر. اما! خجسته بهار در راه ، این پیروز طبیعت ، این امید فردا , به سان آن شعری که بر تخته سیاه کلاس سرد زمستانی تان می نوشتم مال شماست ,  یادتان هست این شعر :

بی دریغ و درد

بی لحظه ای تامل سرد

بخوان دوباره , ای شکوفه مقدور

ای کودکی گل

فردا از آن توست"          

                                 http://www.lasttemptation.blogf.com

نوشته شده در جمعه 16 مرداد ماه سال 1388ساعت 4:57 PM توسط هیات مدیره| 3 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

  ای کسانی که معلم مرا دستگیر کرده اید، من می خواهم بدانم شما هدفتان از اینکه  معلمان را دستگیرمی کنیدچیست؟

   شما فکر می کنید با دستگیر کردن آنها ماجرا تمام می شود، و دیگر کسی از عدالت وبرابری نمی گوید ؟ بدانید سخت در گمراهی هستید .    مطمئن باشید من امروز رفتار معلم من برایم الگو شده است، از این پس حرفها و اعمال او را تکرار می کنم.   معلمم به من یاد داد به هیچکس توهین نکنم . آقای ابراهیمی و سایرین به من یاد دادند، عدالت و برابری چیست.  زندگی چیست ،عشق و ازادگی چیست و ...اما از شما جز بی عدالتی ، بی فرهنگی ،زور گویی ،جاه طلبی و بی دانشی چیز دیگری ندیده ام.  شاید امروز معلمی را سرکوب کنید اما بدانید با رفتن او معلمان دیگر بدنیا می آید

      درود برهمه ی آزادگان ودرستکاران  

قاسم باقری                        

نوشته شده در جمعه 16 مرداد ماه سال 1388ساعت 4:51 PM توسط هیات مدیره| 2 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

   آقای مهندس هاشم خواستار پس از 38روز بازداشت غیر قانونی توسط نیروهای امنیتی شهرستان مشهد در روز 6 امرداد 1388 آزاد شد. 

   آقای خواستار بدون وکیل و بدون حضورهیات منصفه و بدون حضور نماینده ی دادستان ،بدون حضور خانواده و دوستان بطورغیر علنی با اتهامات واهی در شعبه ی 903 دادگاه انقلاب مشهد (دادگاهی که بیشتر به دادگاه صحرایی)می ماند، توسط  آقای حیدری (قاضی پرونده) به 6 سال زندان محکوم شده است. 

اتهامات آقای خواستار به شرح زیر بیان شده است:

1-     بزرگداشت دکتر محمد مصدق 2- بزرگداشت فرزندان طاهراحمد زاده وسخنرانی طاهر احمد زاده در منزل ایشان 3- عضویت در کانون صنفی معلمان ایران و همکاری با این کانون برای راه اندازی اعتصاب و تحصن و تجمع 4- اسکان انجمن اسلامی دانشجویان شرق کشور و دفتر تحکیم وحدت 5- حضور در پارک ملت مشهد در روز 25 خرداد 1388

یاد آوری می شود که این اتهامات بدون مصداق قانونی بوده (اتهام با نوع مجازات هیچگونه مطابقتی ندارد.)

آقای خواستار که به اندازه ی ذره ای نگران پرونده ی خود نبود در باره ی ضرب و شتم ها و برخوردهای وحشیا نه ای که شاهد آن بوده است با ما سخن گفت.

آقای خواستار می گوید: هنگام دستگیری  به غیر از من همه ی بازداشت شدگان را به درون اتوبوسی فرستادند که در آن تونل وحشتی بود که می بایست دستگیر شدگان از تونل وحشت بگذرند . در این تونل افراد تا نشستن روی صندلی با انواع باتوم مشت،زنجیر،سیلی و لگدگارد ویژه  پذیرایی می شدند،من با چشم خودم دیدم که برخی افراد کف اتوبوس را خیس کردند.

وی می گوید:در اتاقهایی که به ما داده بودند برای هر نفر نیم متر مربع جا برای نشستن و خوابیدن در نظر گرفته شده بود. یعنی در یک اتاق 20 متری 40 نفر زندانی بودیم.

 و در سالنی دیگرکه 200  مترمربع مساحت داشت 460 نفر به سر می بردند.که 250 نفر ازآنان محکوم به اعدام بودند.

غذای ما بدون هرگونه پروتئین و ویتامین ث بود.

   آقای خواستار افزوید:من در زندان وظیفه ی انسانی و حرفه ای معلمی خود را فراموش نکردم و به رئیس زندان تذکر دادم ،که پروتئین کافی برای هر نفر،35 گرم در شبانه روز می باشد در حالی که این غذا بیش از 2 گرم پروتئین ندارد.

   همچنین ایشان یاد آوری کردند،که بازداشت شدگان از هرگونه  ویتامین ث که در گیاهان و سبزیجات موجود است کاملا بی بهره بودیم.

نوشته شده در جمعه 9 مرداد ماه سال 1388ساعت 01:53 AM توسط هیات مدیره| 8 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

   صبح روزپنج شنبه 8 امردادماه 1388  براثر تصادف یک دستگاه پیکان در جاده  ی کونانی - زیر تنگ 4نفر از معلمان شهرستان کوهدشت کشته و یا زخمی شدند.

این معلمان که برای طرح سنجش آمادگی دانش آموزان کلاس اول ابتدایی راهی روستاهای زیر تنگ شده بودند،خودروی آنان درپرتگاهها  وپیچ جاده  زیر تنگ منحرف شده ،که متاسفانه آقای میرزا بگ آزادبخت (راننده ی پیکان شخصی) کشته شده و آقای عباسعلی عباس زاده از ناحیه ی دنده ها و کمربه شدت دچار آسیب شده و به بیمارستان خرم آباد اعزام شده است.

   خوشبختانه به دوتن دیگر از سرنشینان این خودرو به نامهای محمد محمدی (آب درجوی) وعلی حیدر قادری هیچ آسیبی نرسید.

یادآوری می شود،این افرادباماشین شخصی یکی از معلمان، مرحوم میرزابگ آ زادبخت(بدون راننده ی اداری) راهی این ماموریت شده بودند.

  همچنین این روستاها جزو بخش کونانی می باشند، اماجای پرسش است که چگونه  آموزش وپرورش شهرستان کوهدشت کار طرح سنجش دانش آموزان کلاس اولی این روستاها را بر عهده داشته است؟
 

 

نوشته شده در جمعه 9 مرداد ماه سال 1388ساعت 01:08 AM توسط هیات مدیره| 0 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

    عصر روز6 تیرماه 1388 فعالان و اعضای هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران،تهران با خانواده های آقای فتاح سلطانی وکیل معلمان و دانشجویان که هم اکنون خود دربازداشت می باشد و سهراب اعرابی که در اعتراضات دوره ی دهم انتخابات ریاست جمهوری به شهادت رسیددیدار کردند. 

 

   در این دیدار که بیش از 30 نفر بودند،وبیشتر آنان از کسانی بودندکه خود به خاطر فعالیت های اجتماعی و صنفی هزینه هایی را پرداخته بودند. 

 

در این دیدار خانم دهقان که خود از معلمان آموزش وپرورش است،در گوشه ی اتاق نشسته بود،و اندوهی پنهان  درضمیر خود داشت.به سخنان جمع حاضر گوش می داد،آقای عباس معارفی گفت: " سلطانی جوانمردیست که در راه آزادی و اندیشه تلاش می کند." 

 

   در این دیدارخانم نقی ای ازسازمان معلمان ایران در تسکین و تمجیدجایگاه آقای سلطانی و  خانواده ی ایشان خطاب به خانم دهقان گفت: " اینها پیش قرآولان آزادی هستند،از اینکه شما را فعال می بینیم خوشحال هستیم.به دوستی با شما افتخار می کنیم،ارزشهای شما و همسر شما باعث افتخار ماست. 

 

   در پایان خانم دهقان همسر آقای سلطانی گفت:بسیار سپاسگزارم از شما به خاطر توجهی که به ماداشته اید.بی گمان کسانی که نگران مردم بوده اند،روزمردم خواهنددانست،که حق با کیست،چه کسانی راست گفته اند.من تعهد شما رامی ستایم،که با توجه به شرایط سخت امروزی دور هم جمع شدید و یادی از ما کرده اید. 

    خانم دهقان گفت: آقای سلطانی همیشه می گفت برای من مهم نیست که موکل من درچه مذهبی هست،زن است مرداست کودک است،اراده ی خدا این است،که عدالت روی زمین اجرا بشود.  

   همسر آقای سلطانی درادامه افزود: اولویت من آقای سلطانی نیست،اولویت من جوانانی است که شناخته شده نیستند،و کسی را ندارند،و گمنام هستند. اولویت من کسانی است که خانواده هایشان نمی داندکجاهستند.

   امروزدغدغه ی همه ی ماحقوق انسانی است،برای ما بشر بودن مهم است،همه کسانی که می خواهنداراده ی خدا را درروی زمین اجربشود،به همین شیوه می اندیشند،برای ما بشر بودن و انسانبودن مهم است.ما نمی خواهیم حقوق انسانها پایمال بشود،زیرا این را خدا به ما آموخته است.

  خانم دهقان در باره ی وظیفه ی معلمان در این برهه از زمان گفت:تعهدی که درمعلمان وکانونهادیدم خوشحالم، بهترین کاراین است که معلمان اطلاع رسانی کنند،همینطور سرکشی کنند،یاد کنند از کسانی که دستگیر شده اند.

   خانم دهقان در باره ی آخرین خبرها گفت: ما دیروز با آقای سلطانی دیدار داشته ایم،گفته شده که برای آزادی آقای سلطانی  8،000،000،000  ریال وثیقه مشخص شده است،ماحتی 80میلیون تومان هم نداریم،  همچنین در دیرای که با آقای سلطانی داشتیم،خبر مرگ خواهر آقای سلطانی را نیز به ایشان رساندیم.

    

پس ازاین دیدار،معلمان واعضای کانون صنفی راهی منزل شهیدسهراب اعرابی شدند.

 اما چه غریبانه بود،چه دردمندانه بود،چه حسرت آور بود،خانه ی بی برادر.

   مادر سهراب حرف های ناگفته ی بسیار داشت،می دانستم تاکنون درخلوت ضمیرش آرام آرام هزار ان بار این شعر بابا طاهر عریان را زمزمه کرده است:

گلی که خوم بدادم پیچ وتابش       به آب دیدگانم دادم آبش

به درگاه الهی کی روا بی           گل از مو دیگری گیره گلابش

روزگاری چهار برادر در این خانه کوچک، در کنار هم فضای خانه را لبریز شادی و لبخند می کردند،دل مادر را ازسختی روزگار با شیرین کاری های خود شاد می کردند، قطرات مروارید اشک ،بر گوشه ی چشم مادر را با انگشتان خود می ربودند،تا لشکر غم بر دل مادر چیره نگردد.

خانه ای بود و امیدی و لبخندی ، دیگر هیچ...............!

کدام همسایه می داند،بردل مادری دردمند،از اندوه جوانش که اینک همبستر خاک است،چه می گذرد؟

کدام رهگذر با نگاهی می بیند،کوه اندوهی را بر دوش دل مادری که پرپر شدن جوانش را به تماشا ایستاده است؟

به دنیا پای نهاد پسری  تاشریک اندوه وشادی مادر ی باشد،

نامش را سهراب نهادند،

 بوی پروانه ی نوزادی اش هنوز بر سرزمین خاطرات مادر  پرپر میزند،

شیرینی کودکی هایش هنوز از خاطر مادر رخت برنبسته،

برزبان آوردن واژ های کودکی اش هنوز شیرین ترین خاطرات مادر است.

نااستواری گامهای کودکی اش هنوز زیباترین تصاویر ذهن مادر است!

قدکشیدنش را،

نخستین روز مدرسه اش،

جشن تولد 20 سالکی اش؟!

با لبانی خشک از ستم دیوان روزگار،

همچون هاجر

سراغ سهرابش را از کدامین اسیربگیرد؟!

چه کسی شایسته ی مرگ است؟؟!

 راستی ، چرا برخی پیامبران نابودی اند؟!

چرا برخی رسولان وحشت اند؟!

چرا برخی بذرافشان نیستی اند؟!

جسدی بی روح ارمغان کدامین شیطان است؟

به مادری رنج کشیده؟؟!!

به مردمی فرو رفته در شگفتی و ناباوری؟

آیا اکنون جزعکسی بردیوار و خاطره ای در ذهن نشانی از سهراب نیست!

اما فردا چه خواهی کرد؟!

ای آدم کش؟!

با جوانان فردا؟!

 با تاریخ؟!

با انبوهی از لشکریان سهراب،

با برادرانی که هنوز مرگ سهراب را نشنیده اند؟!

 یا باور نکرده اند؟!

امافردا چه خواهی کرد؟!

 ای آدم کش؟!

 

    شادی روح محمد رضا اعرابی پدر سهراب آموزگاری وهمکاری که 30 سال از شیرین ترین دوران عمر خود را صرف روشنگری جوانان وطنش کرد.

نوشته شده در چهارشنبه 7 مرداد ماه سال 1388ساعت 08:14 AM توسط هیات مدیره| 0 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

  مهندس هاشم خواستار آزاد . 

    روز سه شنبه 6   امرداد ماه 1388 پس از گذشت 38 روز از دستگیری هاشم خواستار در پارک ملت مشهد ایشان آزاد شدند.  

   آقای خواستاردر تماس تلفنی گفت: من این دوران زندان را می بایست بگذرانم،این ضروری ترین وبهترین تجربه ای بود که من در عمرم داشتم، چیزهای شگفت انگیزی که قصه اش را هم نشنیده بودم،به عینه تجربه کردم. 

   آقای خواستار که همچون همیشه شاد وخندان بود،انرژی مثبت ذاتی اش همچنان به شنونده نیرو می داد و امیدو تلاش در سخنانش هویدا بود.  

چشم به راه فرصتی هستیم که گزارش تکمیلی این گفتگو رابه زودی در همین سایت پخش کنیم. 

 

نوشته شده در چهارشنبه 7 مرداد ماه سال 1388ساعت 06:24 AM توسط هیات مدیره| 0 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

 

همکار و همسنگر ارجمند جناب آقای حیدر زمان

عضو هیات مدیره ی انجمن صنفی معلمان کردستان

در گذشت پدر بزرگوار شما را غم مباد گفته و از خداوند بخشنده و مهربان برای شما بردباری و برای آن مرحوم آمرزش خواستاریم.

از طرف کانون صنفی معلمان ایران ، تهران

نوشته شده در سه شنبه 6 مرداد ماه سال 1388ساعت 3:08 PM توسط هیات مدیره| 0 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

   اداره ی اطلاعات شهرستان سقز در تاریخ 20 تیرماه 1388 درغیاب آقای حسن صالحی زاده مدیر آموزشگاه  علمی" ری باز" ودبیر آموزش وپرورش شهرستان سقز وارد آموزشگاه شده ،پس از تفتیش اموال مقداری از وسایل این آموزشگاه را با خود برده است.

آقای حسن صالحی زاده پس از بازگشت از سفر در اعتراض به این رفتار اطلاعات به حراست رفته ،حراست اموزش وپرورش سقز با اطلاعات سقز تماس وموضوع رابه اگاهی آنها رسانده، اداره ی اطلاعات خواستار حضور آقای صالحی زاده شده و عنوان نموده است که ایشان باید برای پاسخ دادن به چند پرسش برای مدت 5 دقیقه اینجا بیاید،وسپس باز گردد.

     درتاریخ 22تیرماه 1388 آقای صالحی زاده به اداره ی اطلاعات سقز می رود اما در همانجا دستگیر و بازداشت می شود.

آقای صالحی زاده چند بار با منزل تماس گرفته وحتی برادرش نیز با ایشان ملاقات داشته،پس از چند روز بازداشت نامه ی آزادی ایشان صادر شده ،و ایشان هم وسایل شخصی خود را به زندانیان بخشیده،اما هنگام ورود به محوطه ی زندان باز دست بند به دستان وی زده و او را راهی زندان مرکزی سنندج کرده اند.

آقای سلیمان عبدی می گوید:به گفته ی برخی آگاهان اتهام آقای صالحی زاده اقدام علیه امنیت ملی است،اما هیچ مدرکی برای اثبات این اتهام درپرونده نمی باشد.

به گفته ی آقای عبدی که از همکاران نزدیک ایشان است،آقای صالحی تاکنون هیچگاه بازداشت نشده،اما در تجمعات معلمان سقزدر سالهای گذشته در سخنرانی هایش خواستار آزادی آقایان فرزاد کمانگر و سایر زندانیان معلم شده است.

آقای عبدی در پایان می افزاید: اداره ی اطلاعات بر بی گناهی این افراد آگاه است امابازداشت و اذیت و آزار فعالان صنفی  برای زهر چشم گرفتن از معلمان و سایر فعالان برای گسترش اعتراضات صنفی می باشد.      

نوشته شده در سه شنبه 6 مرداد ماه سال 1388ساعت 12:13 PM توسط هیات مدیره| 1 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

پس از 2 روز بیخبری از آقای جعفر ابراهیمی معلم آموزش و پرورش و عضو کانون صنفی معلمان ایران،تهران مطلع شدیم که ایشان را پس از 30 روز زندان انفرادی و سپس یک هفته زندان عمومی بار دیگر به بند 209 زندان اوین برده اند. 

 

    این مطلب را خود ایشان در تماس کوتاهی که عصر امروز با خانواده اش داشته اعلام نمود. این در حالیست که به خانواده ایشان اعلام شده بود که بازجویی از ایشان به پایان رسیده است.

 

جعفر ابراهیمی فعال حقوق صنفی معلمان در تاریخ 20 خرداد در منزل شخصیش بازداشت شده بود  .

قاضی حداد با تبدیل قرار بازداشت وی به وثیقه موافقت نکرده بود .

نوشته شده در سه شنبه 6 مرداد ماه سال 1388ساعت 12:01 PM توسط هیات مدیره| 0 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

    جعفرابراهیمی پس از 38 روززیستن وچشیدن سرد وگرم روزگاراززندان انفر ادی،وارد ندامتگاه 4 بند 7 زندان اوین شد،جعفر ابراهیمی سخن های بسیاری برای گفتن داشت،بغض نکرده بود، گلویش نگرفته بود،لرزشی درصدایش نبود، بلکه  صدایش لبریزفریاد ودلش سرشارامید بود.

گویا راه نرفته ی بسیاری داشت که بایستی می رفت،سخن جعفر کوتاه ،اما تفسیر سخنش تا افق های شعر و شعورسرزمین تاریک ستمگران را نور افشانی می کرد.

کلید واژه های سخنش سرشار از دلگرمی بودوامیدو سربلندی.

جعفر ابراهیمی معلمی که عمرش را به پای دانش آموزان جامعه اش گذاشته وزندگی و آرامش وآسایش خود را به مردم بخشیده است.

   پشت تلفن باجعفر سخن می گفتم،اما اندیشه ام درآسمان خاطرات  نجابت این قوم( ایرانی) پنجه در پنجه بود.

   شگفتا که جعفر ستم های رفته برخودرا از یاد برده بود، اندیشه اش در دیارسپاسگزاری پرمیزد!

     جعفر از شهر اوین می گفت،آنجا که معلمان دیگر در بند زنجیرستم گرفتارند،آنجا که فرزاد کمانگر سالهاست به خاطر بدگمانی گروهی خودسر رنج های بسیار کشیده است.

  آنجا که ابوالفضل عابدینی همان روزنامه نگاراهوازی که مظلومیت کارگران هفت تپه ونیشکر و سایپا وشرکت واحد ومعلمان و دانشجویان و دیگر مظلومین این خاک را باقلم می نگاشت،وباگلو فریاد میزد.

ابوالفضل عابدینی  که پیکرنحیفش 40 کیلوبیش وزن ندارد، اما اندیشه واراده اش در هیچ ترازوی سیاستی نمی گنجد.

چه غم انگیز است داستان آزادی خواهی ایرانیان!!

    ابوالفضل و فرزاد و جعفر وهاشم وثریاو عبدالله  ومسعود ووووووودر خراسان و سنندج و کامیاران وشیراز و اصفهان وتبریز و تهران و همدان و.......... بدون اینکه همدیگر را دیده باشند،مانند مضراب های یک ساز آنچنان بر پرده های موسیقی فریاد می نوازند. که سمفونی شگفت انگیزی به نام همبستگی و آزادی راپرورده اند.

خدایا پایدار گردان، این همنوایی را.

  فرزاد ازکامیاران همان فریادی را می نوازد که هاشم در خراسان در گوش هموطنان می خواند.

جعفر همان سخن می راند،که قاسم دانش آموز شهریاری اش می گوید.

  در شگفتم،چگونه قدرت طلبی  وجاه طلبی، گوش برخی راازشنیدن حقایق  کر،چشمشان را کور و اندیشه ی آنان را ازدرک  راستگویی ودرستکاری ناتوان می سازد؟!

خدایا می دانم که عاقبت ، زمین از آن درستکاران است.

اما ما رایاری کن که از درستکاران باشیم،و درستکار بمانیم.

خدایا می دانم که تو سرنوشت هیچ قومی را دگرگون نمی کنی مگر خود آنان بخواهند!

اما بارخدایا خواست ما بر خواست تو پیشی نخواهد گرفت.

خدایا می دانم در پایان هر سختی آسانی هم هست.

اما بار پروردگارا به ما توانی بخش که سختی هابردوش ناتوانمان آسان شود.

خدایا هرکه را تونگهبان وی باشی،قدرتمند ترین سپاهیان بروی پیروز نخواهندشد.

بارپروردگارا تو نگهبان زندانیان ما باش که در اعماق سیاه چالها هیچ پشت و پناهی ندارند.

بارپروردگارا ! شب های تار زندانیان مار ا به نور امید خود روشنی بخش.

خلوت وتنهایی آنان را سرشارازسرودشادی بخش الله اکبر خود گردان .

بارخدایا سپاه ترس را با نیزه ی سبحان الله از گرد آنان پراکنده بنما

قلب های شکسته ی آنان را امید وار گردان

دلهای زخم خورده ی آنان را درکنج تنهایی وترس با مرهم امید خود شفاعت بخش

نوشته شده در سه شنبه 30 تیر ماه سال 1388ساعت 00:00 AM توسط هیات مدیره| 9 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 


   محکومیت تازه ساسان بابایی، معلم کُرد خبرگزاری دیده‌بان حقوق بشر کردستان: ساسان بابایی معلم کامیارانی که از سه سال پیش با اتهام تبلیغ علیه نظام و ارتباط با احزاب کُردی در زندان سنندج به سر می‌برد در تازه‌‌ترین پرونده خود به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از سوی ‌شعبه‌ی اول دادگاه انقلاب سنندج با ریاست قاضی بابایی به یک سال حبس تعزیری دیگر محکوم شد. این در حالی‌ست که پرونده جدید او مربوط به زمانی‌‌ست که وی‌ در زندان بوده است. همچنین دادگاه دیگری این معلم کُرد را در پرونده‌ای مربوط به مسائل صنفی و شغلی وی به 3 سال تبعید به سمنان محکوم کرده است که پس از پایان دوران محکومیت و آزادی از زندان جهت ادامه‌ی تدریس باید به محل فوق منتقل شود. گفتنی‌ست ساسان بابایی در طول مدتی که در زندان سنندج بوده به علت شرایط خاص و نامناسب زندان دچار بیماری‌های مختلف گردیده است. 
نوشته شده در یکشنبه 28 تیر ماه سال 1388ساعت 02:47 AM توسط هیات مدیره| 1 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

به اطلاع عموم همکاران می رساند که آقای حسن صالح زاده از فعالین انجمن صنفی معلمان کردستان در شهرستان سقز بازداشت شد.

به گزارش واصله از شهرستان سقز در روز سه شنبه 23/4/88 مأموران امنیتی با مراجعه به آموزشگاه ایشان به تفتیش وجستجو می پردازند.از آنجا که ایشان برای معالجه به یکی از شهرستانهای اطراف رفته بود موفق به بازداشت او نمی شوند.اما روز بعد آقای حسن صالح زاده با مراجعه به حراست آ.پ سقز علت بازرسی را جویا می شود و از طریق آنها به ستاد خبری اداره اطلاعات هدایت می شود وپس از حضور در ستاد خبری بازداشت می شود .لازم به ذکر است تا کنون دلیل بازداشت مشخص نشده است .به همسر ایشان اطلاع داده شده است که اکنون صالح زاده در زندان مرکزی بسر می برد .آقای حسن صالح زاده از دبیران رشته ریاضی شهرستان سقز می باشد.   

برداشت از : زانیاری (سایت معلمان کردستان)

نوشته شده در یکشنبه 28 تیر ماه سال 1388ساعت 02:44 AM توسط هیات مدیره| 1 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

  کمپین آزادی معلم در بند؛ جعفر ابراهیمی   آقای جعفر ابراهیمی دبیر آموزش وپرورش و عضو کانون صنفی معلمان تهران که در تاریخ 20 خرداد توسط نیروهای اطلاعات بازداشت شده بود، پس از پایان دوره 37 روزه  از بند انفرادی 209 به بند عمومی انتقال یافته است ،این در حالیست که آزادی ایشان به قید وثیقه یا کفالت توسط قاضی حداد مورد تائید قرار نگرفته، و بعد از مراجعات مکرر خانواده ایشان به دادگاه انقلاب ایشان حتی حاضر به توضیح در مورد این قضیه هم نشده اند.

نوشته شده در چهارشنبه 24 تیر ماه سال 1388ساعت 10:50 PM توسط هیات مدیره| 2 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

   امروز دوشنبه 22 تیرماه 1388 28روز است که آقای مهندس هاشم خواستاردر زندان است،هاشم خواستار دبیر آموزش وپرورش شهرستان مشهد است،که بارهابه خاطر فعالیت های صنفی بازداشت ،ومحکوم به حبس های تعلیقی شده است.

   در سال 1383 مهندس هاشم خواستاربه خاطر حضور درشهرستان رشت و شرکت درجلسه ی سالانه ی شورای هماهنگی  کانون های صنفی معلمان کشوروامضای  بیانیه ی شورای هماهنگی به 3 سال زندان محکوم شده بود، که د رآن کانونها ی صنفی خواستار اعاده ی حقوق وحیثیت  صنفی معلمان شده بودند،آقای خواستار و بسیاری از اعضای هیات مدیره ی تشکل های صنفی کشور با احکام گوناگون از سوی هیات های بدوی و دادگاه انقلاب محکوم شدند.

   قضات دادگاه انقلاب مشهد بارها قول داده اند،که درطول هفته آقای خواستار را آزادخواهند نمود،اماهربار زیرقول خود زده و به وعده ی خود وفا نکرده ، وسخن شان دروغ بوده است،این درحالی است که قرآن وپیامبر وحضرت علی(ع) مسلمانان رابسیار بسیار به راستگویی و وفای به عهدسفارش کرده اند.وقطعا باید قاضی واجب ترین اخلاقش راستگویی وفای به عهد باشد.

خانم مالکی فر درباره ی اتهامات مهندس خواستار می گوید 4 اتهام بر وی وراد است:

1-     اعتصاب وتحصن در مدرسه و تحریک معلمان به اعتصاب و تحصن

2-     دادن اسکان به دانشجویان دفتر وادوار تحکیم وحدت برای برگزاری جلسه

3-     دادن اسکان به انجمن اسلامی دانشجویان شرق کشور

4-     دادن اسکان به افراد ملی مذهبی مانند: خانم طالقانی،تقی رحمانی،رضا علی جانی،طاهره احمدزاده،احمد قابل وسایر افراد منتقد حکومت،برای برگزاری جلسات.

خانم مالکی فردرادامه می افزاید: درمراجعه ی من به دادگاه انقلاب قاضی پرونده مراتب خشم خودرانسبت به گفتگوی مابارادیوفردا ابرازداشته،ومارا افرادی زغال فروش لقب داده وگفته است: "کاربه جایی رسیده که هرزغال فروشی برای مامدعی شده است."

   خانم مالکی فر افزود: نه تنها بارادیوفردابلکه باهرجایی که نیازباشد،وبرای اطلاع رسانی به ماکمک کند،تاآزادی همسرم گفتگوخواهم کرد،یا مرانیزبه زندان می فرستند،یا همسرم را آزاد می کنند.

   خانم مالکی فرد روحیه ی همسرش را بسیار خوب توصیف نمود،واز قول ایشان گفت: به همه ی همکاران من سلام برسانید و بگویید که تا آخرین نفس روی حقوق صنفی، اجتماعی خود و جامعه ی همکاران ایستادگی خواهم کرد،واز هیچ چیز کوچکترین واهمه ای ندارم.

     یادآوری می شود،آقای خواستاردر راستای فعالیت های صنفی هزینه های بسیاری را پرداخته، و بارها تهدید و توبیخ شده است،با بازنشستگی اجباری با کسر یک گروه شغلی روبرو شده،و یک ماه پاداش پایان خدمت وی نیزغصب شده ،افزون بر 3 سال حبس تعلیقی نسبت  به همردیف های خود به هنگام بازنشستگی با یک گروه کاهش 5 میلیون تومان کمتردریافت نموده است.

نوشته شده در دوشنبه 22 تیر ماه سال 1388ساعت 11:38 PM توسط هیات مدیره| 1 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

اصول و اهداف آموزشینظام آموزشی ژاپن

ایده و اصول آموزش در ژاپن در قانون اساسی مصوبه سال 1947 تدوین شده است.

با تصویب قانون اساسی ژاپن ، عزم خود در مشارکت با صلح جهانی و رفاه بشریت را با ایجاد دولتی دموکرات و فرهنگی نشان داده ایم . درک این ایده آل اساساً به قدرت آموزش بستگی خواهد داشت .ما شرافت فردی را گرامی خواهیم داشت و سعی می کنیم مردم را طوری بار بیاوریم که به حقیقت و صلح عشـق بورزند ، حال آنـکه آموزشی با هدف ایجاد غنای فرهنگی در فرد همه گیر خواهد شد. اصول آموزش و پرورش ژاپن در قانون اساسی این کشوردرج گردیده است. به موجب این اصول همه افراد کشورحق دارند متناسب با تواناییهای خود از آموزش و رورش برخوردار شوند و همه والدین باید مکلف باشند کودکان خود را به مدرسه بفرستند.هدف اصلی آموزش توسعه همه جانبه شخصیت و پرورش جسمی و ذهنی کودکان است تا بتوانیم افرادی سالم که به حقیقت وعدالت عشق میورزند، به حقوق افراد احترام میگذارند، برای کار ارزش قائلند، احساسی عمیق نسبت به مسئوولیتهای خود دارند، وبه عنوان سازندگان جامعه و کشوری صلح طلب با روحیه ای سرشار ازاستقلال و آزادی پرورش یافته اند، داشته باشیم.در مقدمه این قانون خواست مردم ژاپن مطابق با آنچه در زیر آمده بیان می شود :

ایده آلی که آموزش ژاپن به آن سو حرکت می کند، قالب ریزی انسانی است که در طلب حقیقت و صلح می باشد. این از تجربه مردم ژاپن در جنگ جهانی دوّم بوجود آمده است. اهمّیّت عبارت“ دیگر هیروشیما نمی خواهیم !” عمیقاً در قلب و اذهان مردم ریشه دارد. در ژاپن امروز، پنجاه سال پس از پایان جنگ جهانی دوّم، شرایط خارجی زندگی بشدت تغییر کرده است. و این در نتیجة پیشرفت صنعتی می باشد، حال آنکه روح درونی مردم تغییر چندانی نکرده است. هماهنگی این روح درونی با شرایط خارجی دلالت بر اشاعة فردیت طالب حقیقت و صلح دارد. آموزش در ژاپن، در طول پنجاه سال پس از جنگ، مستلزم پی گیری این ایده آل بوده است. ماده 1 قانون آموزش هدف آموزش را چنین تدوین می کند :

 هدف آموزش باید رشد کامل سخصیت باشد و برای پرورش مردمی با  سلامت ذهنی و جسمی ، مردمی که عاشق حقیقت و عدالت هستند و بر ارزشهای فردی ارج می نهند، به کار احترام می گذارند، و احساس مسئولیت عمیقی دارند و بعنوان سازندگان جامعه و دولت دارای روحی مستقل می باشند.به منظور دست یابی به اهداف آموزشی ذکر شده در بالا، قانون اساسی آموزش، برابری فرصتهای آموزشی، (9سال) آموزش پایه  رایگان، آموزش مختلط، و امثال آنرا فراهم می آورد. به هر ژاپنی حقّی برابر داده می شود که هماهنگ با استعداد و توانایی خود و بدون توجه به نژاد، طبقه، جنسیّت، جایگاه اجتماعی، درآمد اقتصادی، و منشأ خانوادگی آموزش ببینند. برای آنانی که توانایی دارند، امّا بدلیل مشکلات مالی قادر به ادامه تحصیل نیستند، دولت و مؤسسات دولتی محلّی باید روشی پیدا کنند تا به آنان اجازه ادامه تحصیل دهند. طبق قانون اساسی، آموزش اجباری 9 سال می باشد، که در مدارسی که توسط دولت و موجودیتهای دولتی محلّی اداره میشوند بطور رایگان ارائه میشود. آموزش مختلط یکی از مقرراتی است که تقریباً بطور کامل در آموزش پس از جنگ ژاپن مشاهده شده است. هنوز بعضی ها مخالف سیستم آموزشی مختلط هستند، امّا اکثریت مردم در مورد فواید آن قانع شده اند. در میان دیگر مقررات باید به نادین محوری در آموزش نیز توجه شود. بطور طبیعی در طول دوره ای آموزشی، بر باور مذهبی تأکید میشود، امّا در مدارس ایالتی و مدارس دولتی محلّی، آموزش هر گونه اعتقاد مذهبی معیّن یا راهبری فعّالیتهای فرقه گرایی مذهبی ممنوع می باشد.

نوشته شده در شنبه 20 تیر ماه سال 1388ساعت 11:55 PM توسط هیات مدیره| 2 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

اصول و اهداف آموزشی نظام آموزشی آمریکا

از جمله مهمترین اصول و اهداف آموزشی آمریکا می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

. دستیابی یکسان به آموزش عمومی حتی برای گروههای اقلیت و معلولیت

. تعهد به عقاید دمکراتیزم و آزادیهای فردی و توجه به تنوع جمعیت

. شکوفا نمودن قوای پتانسیل هر یک از کودکان تا حد ممکن ، تا بعنوان یک شهروند در جامعه ای آزاد خدمت مؤثر کرده و در بازار تبادلات جهانی رقابتی موفقیت آمیز داشته باشد .

. نظام آموزش تا حد زیادی غیر متمرکز بوده و براساس قانون خط مشی ها و برنامه درسی به عهده ایالت و مناطق واگذار شده است بهمین خاطر قوانین حاکم برساختار، محتوی و برنامه های آموزشی در ایالات و مناطق مختلف از تنوع زیادی برخوردار است .

اهداف ملی آموزش

از جمله مهمترین اهداف ملی آموزشی آمریکا می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

. همه بچه ها در آمریکا آماده باشند که در مدرسه به یادگیری بپردازند .

. نرخ فارغ التحصیلان دوره دبیرستان حداقل به 90 درصد افزایش یابد .

. دانش آموزان امریکایی پایه های 4 ، 8 و 12 را با توانش قابل ملاحظه ای برای تبادل اطلاعات در موضوعات مختلف درسی نگذرانند تا برای شهروندی مسئولیت شناس ، یادگیری بیشتر و اشتغالی خلاق در اقتصاد نوین کشور آماده شوند .

. دانش آموزان ایالات متحده در پیشرفت تحصیلی در علوم و درریاضیات اول شوند .

. هربزرگسال آمریکایی با سواد باشد و دانش و مهارتها ی لازم برای رقابت در اقتصاد جهان را کسب نموده و حقوق و مسئولیتهای شهروندی را عمل نماید .

. هر یک از مدارس در آمریکا از مواد مخدر و خشونت مبرا شده و یک محیط قانونمند و مساعد برای یادگیری باشد .

. هم آموزش کشور در جهت دستیابی به برنامه های در حال پیشرفت در مهارتها و موقعیتهای حرفه ای ، کسب دانش و مهارتهای مورد نیاز و آموزش و آماده سازی دانش آموزان آمریکایی برای قرن 21 قرار گیرد .

. هر مدرسه مشارکت و دخالت والدین را در امر پیشرفت رشد اجتماعی ، عاطفی و علمی فرزندان خود افزایش دهد .

نوشته شده در شنبه 20 تیر ماه سال 1388ساعت 11:33 PM توسط هیات مدیره| 0 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 

گزارش اجتماعی: شکاف های سیستم آموزشی در یکی از پیشرفته ترین کشورهای آسیایی

جیسن ستراثر، خبرنگار صدای آمریکا، سئول  شکاف سیستم آموزشی در جهان
در حالیکه فارغ التحصیلان دبیرستان در کره جنوبی از تعطیلات زمستانی لذت می برند دانش آموزان دیگر کماکان در حال تحصیل هستند.
 دانش آموزانی که در امتحانات ورودی دانشگاه از نمرات خوبی برخوردار نمی شوند باید برای پنج هفته متوالی، هفت روز هفته در کلاس های تقویتی درس بخوانند.
با وجود صرف هزینه و وقت فراوان برای کلاس های تقویتی دانش آموزان، بسیاری از والدین کره جنوبی از سیستم آموزشی کشور ناراضی هستند و نهایت تلاش خود را برای ادامه تحصیل فرزندانشان در خارج از کشور به عمل می آورند.
بیشتر
۱۵۰
دانش آموز آکادمی اتوس در حالیکه در اتاقک های کوچک زیر خروارها کتاب مخفی شده اند، روز های خود را در کتابخانه سپری می کنند.
کیم هونگ ساوپ،
۱۹ ساله ، هر روز از ساعت۶
صبح تا نیمه شب درس می خواند و با وجود اینکه زیاد نمی خوابد معتقد است نتیجه آموزش در کلاس های تقویتی به زحمت آن می ارزد.
کیم می گوید اوایل درس خواندن در این مدرسه خیلی سخت بود اما بعد از گذشت مدتی نه تنها عادت کرده بلکه به پیشرفت تحصیلی او کمک بسیاری کرده است.
دانش آموزان مدرسه اتوس برای امتحانات ورودی دانشگاه ملی و تحصیل در رشته و کالج مورد نظرشان نمره قبولی نیاورده اند بنابر این برای شرکت در آزمون ورودی سال آینده درس می خوانند.

لی سوانگ هو، مدیر مدرسه می گوید والدین حاضرند برای ثبت نام فرزندانشان در این مدرسه حتی
۲۰
هزار دلار بپردازند. دانش آموزان برای ورود به دانشگاه باید در آزمون ورودی قبول شوند و ورود به دانشگاه موقعیت اجتماعی آن ها را بالا می برد و به استخدام در مشاغل مناسب کمک می کند.
در کره جنوبی اخذ پذیرش از یک دانشگاه معتبر نه تنها دستاورد بزرگی برای دانش آموزان است بلکه نمایانگر موقعیت خانوادگی آنها نیز هست.
در این کشور که دانش آموزان باید بیش از
۸
ساعت در روز را در مدرسه حضور داشته باشند و در امتحانات شرکت کنند، آموزش فشرده و در سطوح راهنمایی بسیار دشوار است.
در شرایطی که دانش آموزان از آموزش با کمیت بالا برخوردارند بسیاری از منتقدین بر این باورند که کیفیت آموزش کشور بسیار پایین است.
کره جنوبی در رده بندی بین المللی کیفیت آموزش عالی در رتبه
۶۰
قرار دارد.
آمار های موسسه بین المللی توسعه مدیریت در سوئیس جوانان کره جنوبی را در پایین ترین سطوح فارغ التحصیلان دانشگاه آماده برای اشتغال در بازار کار رقابتی قرار داده است.
تام کانیر، رییس شرکت مشاوره ای سافت لندینگ در سئول می گوید :« امتحاناتی که بر اساس پاسخ های چهار جوابی طراحی شده اند خلاقیت های ذهنی دانش آموزان را به چالش نمی کشد و این امر یکی از دلایلی است که مدارس کره جنوبی در رده بندی های بین المللی در سطح پایینی قرار می گیرند. ضرورت برای هدر ندادن وقت برای نگاه کردن به سایر پاسخ ها و یا جوانب احتمالی دیگر سبب شده دانش آموزان صرفا بر پاسخ صحیح متمرکز شوند و این ذهنیت به ساختار آموزشی دانشگاه ها نیز منتقل می شود.»
کانیر می گوید: « بسیاری از خانواده ها از مشکلات ساختار آموزشی آگاهند و ترجیح می دهند فرزندان خود را برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بفرستند. بدین ترتیب فرزندانشان زبان انگلیسی را که برای موفقیت در کار حیاتی است به خوبی می آموزند.»
ده ها هزار کودک کره جنوبی با صرف هزینه های سرسام آور برای تحصیل در دوره راهنمایی و یا در دانشگاه به خارج از کشور فرستاده می شوند.
در بسیاری از موارد مادران نیز آن ها را همراهی می کنند و پدر خانواده برای کسب درآمد در کشور باقی می ماند.
گاه پدر و مادر ها به منظور اجتناب از معضلات اخذ روادید و یا هزینه های سرسام آور دانشگاه ها برای دانشجویان خارجی ، برای گرفتن گذرنامه های خارجی برای فرزندانشان خود را به آب و آتش می زنند.
جس 31 ساله نوزاد خود را در قلمرو گوام در ایالات متحده به دنیا آورده و به تازگی به کره جنوبی بازگشته است. تولد در گوام به طور خود به خود فرزند او را به یک شهروند آمریکا بدل می کند.
جس می گوید : « من و همسرم دوست نداریم فرزندمان در کره جنوبی تحصیل کند. ما سیستم آموزشی کره را دوست نداریم. دانش آموزان فقط درس می خوانند و گاه از حجم تکلیف ها مستاصل و بیشتر به یک روبات شبیه می شوند. ما معتقدیم سیستم آموزشی در آمریکا بهتر از آموزش در کره است.»
چندین آژانس مسافرتی به اصطلاح ویژه تولد کودکان در کره وجود دارند که به مادرانی مانند جس کمک می کنند تا نوزادان خود را در ایالات متحده به دنیا بیاورند.
 از آنجا که شهروندان کره جنوبی برای دیدار سه ماهه از ایالات متحده به روادید نیاز ندارند، انتظار می رود مادران باردار بیشتری از کره جنوبی برای تولد نوزادان خود در آمریکا به این کشور سفر کنند و این مسافرت به این معناست که فرزندان این مادران ناچار نیستند برای ادامه تحصیل عمر خود را در مدارس تقویتی بگذرانند.

نوشته شده در سه شنبه 16 تیر ماه سال 1388ساعت 9:33 PM توسط هیات مدیره| 2 پیام شما؟
اگر فریاد حق طلبانه بزرگترین اتهام است، پس مابزرگترین متهمان هستیم.خدایا تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو یاری می خواهیم 
<<               >>